تبليغاتX
ARTA HERMES

چون نوشته ي قبلي ام در مورد سينماهاي آمريكا بود به نظرم رسيد كه امروز نيز در باره ي اجاره ي فيلم ، DVD و بازي هاي كامپيوتري بنويسم : در زمينه ي اجاره و فروش ، چندين فروشگاه زنجيره اي فعاليت دارند كه شايد بتوان گفت معروف ترين آنها BLOCKBUSTER است و چون من بيشتر با آن آشنا هستم در مورد آن مي نويسم ولي بايد توجه داشت كه عملكرد همه ي اين فروشگاه هاي زنجيره اي شبيه هم است . مثلا HOLLYWOOD كه كمپاني مشابهي است و من در آن نيز عضو هستم ، كم وبيش شباهت هاي زيادي با BLOCKBUSTER دارد .

براي اجاره ي فيلم معمولا بايد به فروشگاه مراجعه كرد و به محض باز كردن در يكي از فروشندگان وظيفه دارد با لبي خندان به شما سلام كند و حال شما را بپرسد . لباس هاي فروشندگان معمولا تي شرت سرمه اي و شلوار كرم است ولي گاهي كمپاني از آنها مي خواهد كه تي شرت هاي مربوط به فيلم ويژه اي را بپوشند و براي آن تبليغ كنند .

فيلم ها به دو شكل در قفسه ها قرار مي گيرند : قفسه هاي وسط فروشگاه و قفسه هاي روي ديوار كه بعدا در مورد آنها توضيح مي دهم . شما براي اجاره ي يك فيلم يا بازي حتما بايد عضو شويد و براي اين كار شما به دو چيز نياز داريد : كارت شناسايي كه معمولا گواهينامه رانندگي است و كارت بانك يا كرديت كارد . آنگاه شما بايد برگه اي را پر كنيد كه مشخصات و نشاني شما و كساني را كه مي توانند از كارت عضويت استفاده كنند ، در آن نوشته مي شود . سپس آنها كارتي را به شما مي دهند كه نام شما به همراه يك بار كد در آن نقش بسته است و كارت عضويت به حساب مي آيد . البته اين ساده ترين حالت عضويت است و براي آن هيچ گونه پولي نمي پردازيد . نوع ديگر عضويت ، عضويتي است كه شما سالانه مبلغ كمي پول مي پردازيد ودر مقابل ، به ازاي هر فيلمي جديدي كه اجاره مي كنيد مي توانيد يك فيلم قديمي رايگان نيز تماشا كنيد و از سوي ديگر هر ماه به شما كوپن تماشاي يك فيلم رايگان داده مي شود . نوع ديگر عضويت ، ON LINE  نام دارد كه شما با پرداخت پول ناچيزي مي توانيد هر فيلمي را كه بخواهيد ار طريق اينترنت سفارش بدهيد و حداكثر بيست و چهار ساعت بعد آن از طريق پست دريافت كنيد و براي پس دادن آن نيزكافي است كه آن را در پاكت ويژه اي گذاشته به مامور پست تحويل دهيد يا در صندوق پست بياندازيد اما اگر خودتان آن را به نزديك ترين فروشگاه تحويل دهيد به نفع شما است زيرا به شما يك فيلم رايگان مي دهند .

زمان اجاره فيلم ها نيز متفاوت است . به طور كلي فيلم هاي جديد را دو روز و فيلم هاي قديمي را يك هفته مي توانيد نگاه داريد . اگر فيلمي بيش از زمان تعيين شده پيش شما بماند به ازاي هر هفته جريمه اي به شما تعلق مي گيرد و اگر بيش از يك ماه پيش شما بماند يك منشي كامپيوتري با شما تماس مي گيرد و مودبانه به شما ياد آوري مي كند كه فيلم را نياورده ايد و اگر شما باز هم فيلم را نگاه داريد آن فيلم به شكل اتوماتيك به شما فروخته مي شود و پول آن از حساب بانكي اي كه شماره اش را در هنگام عضويت به آنها داده ايد كسر مي شود .

روز نخستي كه من خواستم يك فيلم اجاره كنم حسابي عصباني شدم زيرا در جستجوي يك فيلم قديمي بودم و متوجه شدم كه آنها فيلم هاي كلاسيك را اجاره نمي دهند . شايد قديمي ترين فيلمي را كه شما بتوانيد در اين گونه فروشگاه ها بيابيد متعلق به چهل سال پيش باشد . تنها راهي كه شما براي تماشاي فيلم هاي كلاسيك داريد اين است كه آن را بخريد و آن هم از فروشگاه هاي ديگر . براي مثال BORDERS  يك كتاب فروشي است كه شما در آن مي توانيد فيلم ها و موسيقي هاي قديمي و يا جديد را بخريد . براي مثال من وقتي داشتم  قسمت موسيقي بين الملل را نگاه مي كردم به آلبومي از اندي برخورد كردم و همسرم هم با خوشحالي يك CD از خواننده اي ترك كه احتمالا تاركان يا چيزي شبيه آن نام دارد خريد . در همين فروشگاه من كليه قسمت هاي سريال شرلوك هولمز و پوارو را يافتم كه البته به قدري گران بود حتا تصور خريدنش را هم نكردم .

در BLOCKBUSTER و ديگر فروشگاه هاي مشابه فيلم ها بر اساس داستان فيلم طبقه بندي مي شوند : كودكان ، خانوادگي ، دلهره ، درام ، اكشن ، سريالهاي تله ويزيوني ، علايق خاص و سينماي بين الملل . هرگز باورم نمي شد كه در آمريكا و در فروشگاه هاي غير ايراني با فيلم هاي ايراني رو به رو شوم ولي بسياري از فيلم هاي خوب ايراني را شما مي توانيد در اينجا بيابيد كه البته همه به زبان اصلي هستند و زير نويس انگليسي دارند . پيش از آن كه كسي اين سوال را بپرسد خودم به آن پاسخ مي دهم : نه ، در اين فروشگاه ها اثري از فيلم هاي پورنو نمي يابيد زيرا مغاير اصول اخلاق آمريكايي است و اگر كسي اصرار داشته باشد مي تواند آنها را از ويديو كلاب هاي كوچك تهيه كند . در اينجا فيلم ها داراي طبقه بندي سني هستند و براي مثال يك كودك ده ساله نمي تواند فيلمي را كه مخصوص گروه سني 13 است تماشا كند و والدين خيلي به اين مساله مقيد هستند . طبيعتا بسياري از فيلم ها براي افراد زير 18 سال ممنوع هستند ولي اين بدان معنا نيست كه اين گونه فيلم ها پورنو هستند بلكه ممكن است همان گونه كه در ايران مي گفتيم داراي "صحنه" باشند .  اگر فروشنده اي اين اشتباه را بكند كه به يك فرد زير 18 سال يك فيلم بالاي هجده را اجاره بدهد بي ترديد اخراج خواهد شد به همين دليل اگر شك كنند كه شما هجده سال داريد يا نه حتما كارت شناسايي شما را نگاه مي كنند .

پيش تر گفتم كه فيلم ها به دو گونه در قفسه ها جا مي گيرند : قفسه هاي وسط سالن و قفسه هاي روي ديوار . قفسه هاي وسط سالن مخصوص فيلم هاي نسبتا قديمي است و قفسه هاي روي ديوار ويژه ي فيلم هاي جديد . به  نظر كار آساني مي رسد ولي در حقيقت اين گونه نيست و هر هفته جاي فيلم ها بايد تغيير كند . براي مثال هر سه شنبه فيلم هاي جديدي روانه بازار مي شوند ولي شب قبل از آن يك نقشه ي مثلا بيست و پنج صفحه اي براي تمام فروشگاه ها فرستاده مي شود كه فيلم ها بايد بر اساس آن چيده شوند . به عبارت ساده تر فيلم هايي كه مثلا مال ماه گذشته بوده اند بايد به قفسه هاي وسط سالن بروند و بر اساس حروف الفبا مرتب شوند و فيلم هاي جديد روي ديوار قرار مي گيرند . اين نقشه نه فقط براي فيلم ها كه براي خوراكي هايي كه در فروشگاه فروخته مي شوند نيز فرستاده مي شود . براي مثال اين نقشه به كسي كه وظيفه چيدن فيلم ها و خوراكي ها را بر عهده دارد مي گويد كه پاپ كورن ها كجا و در طبقه چندم قفسه بايد قرار بگيرند ... نوشابه ها كجا ... شكلات ها و ديگر چيز ها كجا . هر هفته جاي اين خوراكي ها تغيير مي كند و همراه آن قيمت هاي شان نيز . براي مثال اگر اين هفته پاپ كورن بسته اي يك دلار است شايد هفته بعد هر دو بسته از آن 99 سنت باشد . اين تشويقي است كه براي خريد هرچه بيشتر در انتظار شما است !

در حال حاضر كمتر مي توانيد با فيلم هاي ويديويي برخورد كنيد ولي هنوز گاهي مي توانيد آنها را بيابيد . نوار هاي ويديويي كم كم دارند از رده خارج مي شوند به همين دليل اگر شما ويديو داريد بهترين فرصت است كه آنها را با قيمت هاي پايين بخريد : بين 3 تا 5 دلار . البته آنها دست دوم هستند ولي كيفيت شان تضمين شده است . همچنين گاهي DVDهاي دست دوم نيز به فروش گذاشته مي شوند كه آنها نيز قيمت هاي خوبي دارند يعني اگر بهاي يك DVD  نو در BLOCKBUSTER  بيست دلار باشد شما مي توانيد دست دوم آن را - اگر وجود داشته باشد - بين پنج تا ده دلار بخريد . تا يادم نرفته بگويم بعضي از فيلم ها داراي گارانتي هستند . بدين معنا كه هميشه بايد نسخه اي از آن در فروشگاه وجود داشته باشد زيرا پر طرفدار هستند و هر فروشگاه دست كم پنجاه تا صد نسخه از آن را دارد . حال اگر شما به فروشگاه مراجعه كرديد و ديديد كه آن فيلم موجود نيست مي توانيد بي درنگ به يكي از فروشندگان مراجعه كنيد و از او بخواهيد كه يك كوپن براي تماشاي رايگان آن فيلم يا فيلمي ديگر به شما بدهد ! بله احمقانه است زيرا خيلي ها مترصد اين هستند كه تمام نسخه هاي يك فيلم تمام شود و آنها يك فيلم رايگان تماشا كنند اما اينجا همه چيز بر اساس اعتماد است و از آن گذشته اين حق شما است . تصور كنيد شما مسافتي طولاني را طي كرده ايد و پول بنزين داده ايد تا به فروشگاه بياييد حال اگر نتوانيد فيلمي را كه كمپاني ادعا دارد نسخه هاي كافي از آن را در اختيار دارد بيابيد چقدر عصباني مي شويد ... چيزي كه كمپاني به هيچ عنوان دوست ندارد : عصباني شدن شما را . به ياد دارم موقعي كه فيلم "داوينچي كد" تازه آمده بود و من اصرار داشم آن را حتما تماشا كنم و متاسفانه گارانتي هم نداشت نزديك بيست مايل رانندگي كردم و به بيش از شش BLOCKBUSTER  سر زدم تا اين كه در آخرين فروشگاه دل شان برايم سوخت و به يك فروشگاه ديگر تلفن كردند و گفتند اگر آن فيلم را دارند براي من نگاه دارند تا برسم ! راستش را بخواهيد فيلم را كه گرفتم مي ترسيدم آن را از من بدزدند زيرا بيش از صد نفر آدمي كه در صف ايستاده بودند با تاسف داشتند به آخرين نسخه فيلم كه داشت توسط من از فروشگاه خارج مي شد مي نگريستند . البته بر عكس ايران هيچ كس چيزي ازپارتي بازي و رشوه نگفت !

از دزدي گفتم ... مسلم است كه در اينجا هم دزدي وجود دارد و بسياري از فيلم ها در معرض دزديده شدن قرار دارند . به همين دليل گذشته از دوربين هاي مدار بسته اي كه همه چيز را ضبط مي كنند ، همه ي فيلم ها داراي دو سيستم ضد دزدي هستند كه البته زياد هم كامل نيست . سيستم اول يك نوار پلاستيكي است كه به درون قاب DVD فرو مي رود تا از باز شدن در آن توسط مشتري ها جلو گيري كند . اين نوار فقط توسط يك آهن رباي مخصوص از درون قاب خارج مي شود كه در اختيار فروشندگان است . اما گاهي كسي كه قصد دزدي دارد به اين فكر مي افتد كه مي تواند قاب را در بيرون فروشگاه بشكند به همين دليل جلوي در ورودي دستگاهي قرار دارد كه اگر DVD  بدون خنثي شدن قسمت مغناطيسي از فروشگاه خارج شود بوق مي زند . اماچرا اين سيستم كامل نيست ؟ زيرا بعضي ها قاب را در همان داخل فروشگاه با تيغ مي برند و DVD را خارج مي كنند و گروهي نيز با خود آهن ربا مي آورند و آن نوار پلاستيكي را بيرون مي كشند . در مورد بازي هاي كامپيوتري وضع كمي متفاوت است زيرا از يك سو بيشتر هواداران اين بازي ها نوجوانان و جوانان هستند و طبيعتا احتمال دزيده شدن اين بازي ها بيشتر است و از سوي ديگر قيمت اين بازي ها بسيار گران است و هر كدام بين پنجاه تا دويست دلار وشايد بيشتر قيمت دارند ؛ بنا بر اين در قفسه ها فقط قاب خالي بازي ها چيده مي شود و خود بازي ها در قفسه ي پشت سر فروشندگان قرار دارند . راستي نمي دانم play station 3 به بازار ايران رسيده است يا نه اما اين جا خيلي سر و صدا به پا كرده است و بازار سياه دارد . قيمت واقعي آن ششصد دلار است كه در بازار سياه تا 3000 دلار به فروش مي رسد و اگر قرار باشد فروشگاهي تعداي از آن را به فروش بگذارد مردم شب ها جلوي در فروشگاه چادر مي زنند و مي خوابند .

براي پس دادن فيلمي كه اجاره كرده ايد در هر ساعت از شبانه روز مي توانيد به فروشگاه مراجعه كنيد . ساعت كار BLOCKBUSTR  غير از روز هاي تعطيل از ساعت ده صبح تا يازده و نيم شب است و روزهاي تعطيل تا ساعت يك ونيم صبح باز هستند . اما اگر شما پس از اين ساعت به فروشگاه رسيديد نگران نشويد زيرا دريچه ي كوچكي وجود دارد كه شما مي توانيد فيلم را از طريق آن به داخل فروشگاه بياندازيد . رسيد لازم نيست زيرا همان گونه كه قبلا گفتم اينجا همه چيز بر اساس اطمينان متقابل است و نه تنها فيلم ، كه مردم شب ها پول خود را به همين روش به بانك واريز مي كنند و فقط روزبعد از طريق تلفن از رسيد آن آگاه مي شوند !

در ضمن آن روش مطالعه ي سريع كه در نوشته قبلي ام به آن اشاره كردم PHOTO READING نام دارد كه با اين روش مي توانيد در هر دقيقه 2500 واژه را بخوانيد ! ديگر چيز خاصي به ذهنم نمي رسد ... حوصله ي بد وبيراه گفتن به آخوندها را هم ندارم ... پس بهتر است تمامش كنم !

 

 

+ نوشته شده در Fri 6 Apr 2007ساعت 0:58 AM توسط Arta Hermes |

هميشه دوست داشتم سينماهاي آمريكا را از نزديك ببينم اما در اين سه سال هرگز فرصت نكردم به سينما بروم تا اين كه چندي پيش به اصرار همسرم و براي تماشاي فيلم 300 به سينما رفتيم . در مورد 300 چيزي نمي نويسم چون اصلا ارزش نوشتن ندارد و اگر ما ايراني ها تا اين اندازه سر و صدا نمي كرديم شايد فروش زيادي نمي كرد . آن روز با اكراه بسيار راهي سينما شدم چون دوست نداشتم نخستين خاطره ام از سينماهاي آمريكا با خاطره ي بد تماشاي فيلم 300 همراه باشد ؛ اما همين مساله موجب شد كه بتوانم با دقت بيشتري خود سينما را تماشا كنم و از آن لذت ببرم :

سينمايي كه ما به آن رفتيم سينماي بزرگي به حساب نمي آيد اما همين سينما داراي دست كم شانزده سالن نمايش است كه هم زمان فيلم هاي گوناگوني را اكران مي كنند . براي مثال آن روز سه يا چهار سالن در حال اكران فيلم 300 بودند كه هر كدام از آنها با فاصله هاي چند دقيقه اي نمايش فيلم را آغاز مي كردند . قيمت بليت نزديك به ده دلار است كه گويا با توجه به نوع فيلم قيمت آن نيز تغيير مي كند . در راهرويي كه به سالن سينما منتهي مي شود شما مي توانيد ساندويچ ، پاپ كورن و يا ديگر تنقلات را بخريد و با خود به سالن سينما ببريد . مثل همه جاي دنيا سيگار كشيدن ممنوع است و بهتر است پيش از ورود به سينما تا آنجا كه مي توانيد سيگار بكشيد ! تا يادم نرفته بگويم اين سينما يك پاركينگ چند طبقه و رايگان دارد كه شما مي توانيد آخرين پك هاي تان به سيگار را در آنجا بزنيد . سالن سينما تقريبا شبيه سينماهاي ايران است با اين تفاوت كه شيب آن كمي بيشتر است . صندلي ها شماره ندارند و هر كجا كه دوست داشته باشي مي تواني بنشيني كه البته تفاوتي هم ندارد زيرا سالن به گونه اي طراحي شده است كه حتا اگر نزديك ترين صندلي به پرده را هم انتخاب كنيد كاملا راحت هستيد . بيشتر اين راحتي از صندلي ها سرچشمه مي گيرد زيرا بيشتر شبيه مبل هستند تا صندلي و كاملا در آنها فرو مي روي . اين صندلي ها اين امكان را به شما مي دهند كه اگر از فيلم خوش تان نيامده است به آساني بخوابيد ! روي بازوي صندلي ها جاي مخصوص ليوان نوشابه در نظر گرفته شده است زيرا تقريبا بعيد است كه كسي به داخل سالن بيايد و ليوان نوشابه يا قهوه در دست نداشته باشد . البته وقتي مي گويم ليوان شما مي توانيد چيزي شبيه پارچ آب را مجسم كنيد . مردم پيش از شروع فيلم و بي صدا وارد سالن مي شوند تو گويي به مكاني مقدس پاي مي گذارند كه البته هست . هر سالن اگر اشتباه نكرده باشم دست كم صد و پنجاه صندلي دارد كه معمولا بيش از نيمي از آن خالي است ولي حتا اگر يك نفر در سالن باشد آنها وظيفه دارند فيلم را نمايش دهند .

هنگامي كه در ايران بودم و مجله ي فيلم را مي خواندم هنگامي كه يك نفر از كيفيت صدا و تصوير در سينماهاي آمريكا و اروپا مي نوشت واقعا نمي توانستم بفهمم منظورش چيست . حتا با وجود تله ويزيون هاي پيشرفته و DVDها ، تا پا به داخل سينماهاي اينجا نگذاريد واقعا نمي توانيد بفهميد كيفيت يعني چه ! تصوير آنقدر شفاف است كه شما خود را در فضاي فيلم مي بينيد و در آن زندگي مي كنيد . نمي توانم توضيح بدهم ... مثل اين مي ماند كه شما در آن شناور هستيد . و اما صدا ... صدا اصلا بلند نيست و گوش شما را نمي خراشد ولي به راحتي مي توانيد نه تنها ديالوگ هاي فيلم ، كه حتا صداي نفس كشيدن هنرپيشه ها را نيز بشنويد .

با به پايان رسيدن فيلم همه به آرامي و بدون هيچ گونه هجومي به سوي درهاي خروجي كه همان درهاي ورودي است - مي روند و از سالن خارج مي شوند . راستي آخرش هم نفهميدم ما ايراني ها چه كار مهمي داريم كه هميشه اين قدر عجله به خرج مي دهيم !

اين هم از سينما رفتن ما ... البته شايد آخرين بار باشد چون خرجش كمي زياد است ... پول بليت چيزي نيست ... ولي تصور كنيد كه فقط براي كمي سيب زميني سرخ كرده و يك ليوان نوشابه كوچك مجبور شويد ده دلار بدهيد ... كمي زور دارد ... به ويژه اگر بعد از آن بخواهيد به يك رستوران هم برويد ! گذشته از شوخي ، براي من كه مدت ها بود با سينما قهر كرده بودم تجربه خوبي بود ... و بهترين قسمتش اين بود كه نيازي نداشتم تمام طول فيلم مواظب باشم كسي پوست تخمه را به پشت گردنم تف نكند و يا اگر در نوشابه را باز مي كند آن را به روي لباس من نپاشد . نيازي نبود كه به پشت سري ام تذكر بدهم اگر مي خواهد پايش را روي صندلي جلويي بگذارد دست كم كفشش را از پايش در نياورد . نيازي نبود همچون آن جوك قديمي داد بزنم : بپاشون ... بپاشون ! نيازي نبود ... نه ، خودتان بهتر مي دانيد ... نيازي به نوشتن نيست .

در ضمن به روي چشم ... تا اطلاع ثانوي به آخوند ها و احمدي نژاد كاري ندارم ... فقط لطف كنيد از ايشان بخواهيد كاري نكنند كه من دوباره به چرت و پرت گفتن روي بياورم . البته مي دانم بعيد است ... ولي شما از ايشان تقاضا كنيد شايد ترتيب اثر دادند ! همين الان به اندازه ي چند ماه سوژه براي گير دادن به ايشان دارم ولي افسوس كه ...

راستي تا دوباره يادم نرفته به كساني كه به مطالعه علاقه دارند يك مژده مي دهم : روشي ابداع شده است كه مي توانيد با سرعت بسيار بالا مطالعه كنيد ... نه ، تند خواني نيست ... شايد بتوان آن را سوپر تند خواني ناميد . دارم دنبال كتابش مي گردم . فقط مي دانم بر اساس اين روش ، مغز از نوشته هاي هر صفحه عكس مي گيرد . بدين ترتيب هر قدر سرعت دست تان بيشتر باشد بيشتر مي توانيد ورق بزنيد و طبيعتا بيشتر مي توانيد بخوانيد ! اجازه بدهيد كمي جستجو كنم بعدا در موردش كامل مي نويسم .

 

+ نوشته شده در Mon 2 Apr 2007ساعت 11:39 PM توسط Arta Hermes |

سال نو ... سال دو هزار و پانصد و شصت و شش ... سالي كه از بس گفته ايم :" سال به سال دريغ از پارسال " ، چندان جذابيتي ندارد ... همچون سال هاي پيش .

 تا پيش از انقلاب ، سال نو براي من نمادي از نو شدن بود ... نمادي از زندگي ... هنگامي كه بهار مي رسيد  من نيز كه كودكي بيش نبودم مي پنداشتم چيزي دارد اتفاق مي افتد ... چيزي دارد نو مي شود ... چيزي دارد زنده مي شود ... اما با نخستين نوروز پس از انقلاب اندك اندك آموختم كه نوروز وجود ندارد ... با آن همه مرگ و آن همه خشونت مگر مي شد از نوروز سخن گفت ؟! از آن پس به هنگام تحويل سال نو به گوشه اي مي خزيدم و پنهان مي شدم تا آمدن سال نو را نبينم ... سال ها گذشت و من همچنان سر سختانه با نوروز دشمني داشتم ... نوروز در آن زمان براي من چيزي نبود مگر فرصتي براي در خانه ماندن و تماشاي فيلم . اگر مهماني به خانه مان مي آمد به اتاقم مي رفتم و كتاب هايي را كه براي عيد خريده بودم مطالعه مي كردم ... تا آنجا كه مي توانستم از پول لباس عيد مي زدم تا با آن كتاب بخرم ... پدرم هم كه مي دانست موضوع از چه قرار است پول بيشتري به من مي داد كه مثلا لباس هاي بهتري بخرم ولي من وارد نخستين بنجل فروشي اي كه مي ديدم مي شدم و يك شلوار جين Levi’s و يك تي شرت و يك جفت كفش ورزشي مي خريدم و ... همين . وقتي به خانه مي رسيدم پيش از آن كه لباس ها را نشان بدهم مادرم مي گفت : "باز هم چشم بازار را كور كردي ... اگه تو خريد نكني لباس هاي از مد افتاده شان را به كي بفروشن ؟!"  شايد هم حق با او بود ولي من چنان با كتاب هايي كه خريده بودم شاد بودم كه لباس ها را همان جا روي ميز آشپزخانه مي انداختم و به اتاقم مي رفتم ... و باز صداي مادرم را مي شنيدم كه مي گفت : " چند ساعت ديگه سال تحويل ميشه ... دست كم بپوش ببين اندازه هستن يا نه !" اخلاقم را مي دانست ... هرگز عادت نداشتم لباس ها را قبل از خريدن آزمايش كنم .

دوباره سال ها گذشت ... نخستين نوروزي را كه پس از ازدواج داشتيم هرگز از ياد نمي برم ... نه سفره هفت سيني و نه نشاني از نوروز ... سال بعد و سال بعدش را هم كه اينجا بوديم و حتا اگر مي خواستيم وقتي براي نوروز نداشتيم ... هميشه وقتي كه سال تحويل مي شد همسرم به ياد ايران گريه مي كرد و مي گفت : " كي ميريم خونه؟" اين پرسشي بود كه هرگز براي آن پاسخي نداشتم ... و هنوز هم ندارم .

امسال ، سومين نوروزي است كه در آمريكا هستيم ... دوست داشتم كاري بكنم تا او كمتر احساس دلتنگي نمايد پس تصميم گرفتم سفره هفت سين بچينم ... مي دانستم تا ساعت هفت و نيم نمي آيد به همين دليل كمي زود تر به خانه برگشتم و سر راه چيزهايي را كه فكر مي كردم براي هفت سين لازم است خريدم ... حتا آن قدر خوش شانس بودم كه توانستم سبزه هم بخرم ... آن هم از يك فروشگاه آمريكايي ! تا آن روز نمي دانستم ولي آن ها هم در چنين روزهايي به مناسبت روز St. Patrick سبزه ، سبز مي كنند . ساعت هفت شب خانه تكاني را تمام كردم و دست به كار آماده كردن سفره هفت سين شدم : گل ... شمع ... تخم مرغ رنگي ... سبزه ... سيب ... سكه ... ساعت ... سيني ... سماق ... و ... چون نه سركه داشتم نه سير به ناچار براي سين آخر از سيگار استفاده كردم !

تازه شمع ها را روشن كرده بودم و داشتم سبزي پلو را دم مي كردم كه همسرم تلفن زد كه چون همكارش نيامده است  نمي تواند براي سال تحويل به خانه بيايد . اين آخرين خبر بد سال گذشته بود ! من هم لج كردم و عكس هاي مان را روي ميز كنار سفره هفت سين گذاشتم و به اتاق خواب رفتم و روي تخت خواب پاي كامپيوتردراز كشيدم ... چند ثانيه به تحويل سال مانده بود كه او به من زنگ زد تا سال تحويل را با هم باشيم ! و اين گونه بود كه سال دو هزار و پانصد و شصت و شش از راه رسيد . نه فقط براي ما ، كه براي بسياري از ايرانيان خارج از كشور ، سال نو همين گونه از راه رسيد .

آرزو مي كنم همه ي ما امسال به خانه باز گرديم ... به خانه اي كه ديگر در آن نشاني از آخوند نباشد ... خانه اي كه آزاد باشد ... خانه اي كه نوراني ... خانه اي كه سبز ... خانه اي كه در صلح ... خانه اي كه پر غرور ... خانه اي كه مهربان ... خانه اي كه نوروزش ، نوروز باشد .

 

+ نوشته شده در Sat 24 Mar 2007ساعت 0:42 AM توسط Arta Hermes |